دخترک.. دوستم.. هیچ نمی دانستم.. در خواب و خیال هم فکر نمی کردم چه بر روح و روان و جانت گذشته.. حالا هم که می دانم فقط سطحش را می دانم و همینش هم خیلی ست.. عمقش را شماها با گوشت و خون لمس کرده اید.. در تصورم نمی گنجند آن چقدرست.. کاش میشد پاک کن برداشت و پاک کرد.. اتفاق های غلط، آدمهای غلط.. کاش می شد دست انداخت آدمهای درست را از میان اتفاقهای غلط و آدمهای غلط کشید بیرون.. کاش برای اینهمه "چرا" جواب داشتیم.. کاش کاری بیشتر از دعا کردن از من برمی آمد.

/ 0 نظر / 14 بازدید