خوبیش اینه که می‌گذره...

واسهء همه پیش میاد. وقتایی تو زندگی پیش میاد که آدم خیلی تنهاس. آدم خیلی نیازمنده. آدم حتی آویزون میشه، آخه ترسیده و تنها و نیازمنده. اما این یه قانون نانوشته‌س؛ همون وقتی که آدم تنهاس و دل‌شکسته، همونی که آویزونش شده و با همهء وجود می‌خواد که اون لحظات بهش تکیه کنه، پاشو می‌ذاره روی دل آدم، یه عینک دودی میزنه به چشماش و شروع می‌کنه به سوت‌زدن. واسهء همه پیش میاد روزایی که هوای دل ابری و پُر بغضه. اما می‌دونی، خوبیه روزگار اینه که می‌گذره. اینو یه روز به مرجان گفتم و چقدر اون موقع خندیدیم از این حرف قصارم که «خوبیش اینه که می‌گذره» که «مگه قراره نگذره؟». اما از اون روز خیلی پیش اومد که به خودم و به بقیه بگم خوبیش اینه که می‌گذره. آره، تنهایی و نیاز و دل‌شکستگی و هوای ابری و بغض می‌گذره و یه روز به خودت میای و میگی چقدر خوشحالم که اون روز اون آدم دستم رو نگرفت و روی دلم مرهم ِ جعلی نگذاشت. چقدر خوشحالم که خودم دستم رو گرفتم به زانوهام و از جام بلند شدم.

/ 3 نظر / 17 بازدید
شملک

آره میگذره اما گویند سنگ لعل شود در مقام صبر، آری شود ولی به خون جگر شود

عتید

به به!به به!