watch out

اين رو ديروز شنيدم! بشنويد:

از يه استاد ذن نقل می کنن که خواستم نفس را به چنگ بياورم. اين کار را کردم و لبخند رضايتی روی لبهايم نشست. خوب که نگاه کردم، ديدم نفس از توی چنگم بيرون آمده و روی لبهايم نشسته.

زيباست! نه؟ يه قدری هم ترسناک، البته!

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Fati

من رسماْ از اين پرشين بلاگ ممنونم که اين شکلکا رو اينجا گذاشت کلی کار آدم و راه ميندازه ديگه م مجبور نيستی خودت رو بکشیبرای اینکه يه دو نقطه دی بذاری

آرماتيل

چه خوبه که مردم مي‌تونن چيزي به دست بيارن. مثلاً «سيب رو به دست مي‌آرن.» و جالب‌تر اينه که مردمي از جنس «خفن» حتي «به‌دست‌آوردن رو هم به دست‌مي‌آرند.». يک آدم بيکاري يک زماني گفته بود «نمي‌شه يک مساله رو در همون سطحي که توليد شده حل کرد.» اما خب اون آدم خيلي بيکار بوده که به کار آدم‌هاي «خفن» کار داشته.

wellgard

Vanity...my favorite sin... اگه گفتی کجا بوده اين؟!

RahiL

آآآآآآآخ جــــــــــــــــــــــون! مرسی فاطی در مورد سوتی هم حق يا توئه! اعتراف می کنم که خودم تخس بازی در آوردم! ----------- wellgard: نيييييييدونم! کجا بوده؟

Arpabil

http://www.imdb.com/title/tt0118971/quotes The Devil's Advocate

RahiL

John Milton: The worst vice is advice مرسی wellgard جان! بايد ببينمش يکی از همين روزا!

وروجک

تو صحنه آخر فيلم وکيل مدافع شيطان، شيطان ميگه: From all the man's sins I like Vanity best!

وروجک

مرسی اين ولگرد هم دقيقا مثل من رفته سراغ همون فيلم!

موش خانگی

البته به نظر من بيشتر ترسناک بود و يه قدری هم زيبا!