چه سکوت شبانه سپيد و سنگينی! چراييِ سنگينی اش واضح است، تو اينجا نيستی. سپيدی اش هم شرح ندارد، فقط زيبا و آرامست.. مثل برف پشت شيشه. امشب از آن شبهايی ست که دلم يک پاک-کن می خواهد که هر چه با آن پاک کنی تمام نشود. در کمالِ خودخواهي، دلم می خواهد با پاک-کنم آدمهای دور و وَر را يک-در-ميان پاک کنم. اين هم توضيح ندارد، تعجب هم حتی! بيرون سرد است.. درونم گرم.

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
RahiL

بــــــــــــــزن بريــــــــــــــــــــم! مـــــــــــن پـــــــــــايــــــــــــــــــه! ;)

Farahmand

برنامه نويسی در دیپارتمان ترنسپورت رسما به يه جوک تبديل شده. يک مشت آدم گيج دور هم جمع ميشن و خط خط برنامه رو در گروه تصميم گيری می کنن. بعد از گروه هرکسی بايد بره و از روی يادداشتهايی که نوشته کد ها رو تايپ کنه. من در اولين فرصت اس ام رو از اين مجموعه نفيس بيرون ميارم. کار گروهی خوبه ولی اینجا دیگه از شور به درش کردن. يه جور حس استاندارد کردن غير قابل کنترل باعث شده که افراد سعی کنن همه چيز رو به صورت کامل ببينن و به استثنا ها حق موجوديت ندن.

RahiL

آره! يا بايد يه موومانت به اس ت بدی يا يه شانژمانت توی طرز تفکر گروه! بايد ديد کدوم هزينه و ريسک کمتری داره! ;)

RahiL

يه سُلوشن ديگه! شايد اگه بعضياشونو پاک کني، اوضاع بهتر شه! پاک-کن بدم خدمتتون؟ :))))

atid

(دل مريم بسوزه) !!!!!!!!!! بابا کافه گلاسه هم آخه دل سوختن داره نجلا؟ :)))))))))))

atid

راحیلی یه هو یاد جعفر افتادم الان :X اسمش آقا جعفر بود دیگه. نه؟ اون گوش دراز لپ گلی گردن صورتیه راستی چه کار میکنه؟ Miss her so much :D

atid

قشنگ میتونم کنفرانش رفتن شما دو تا رو تصور کنم ;)

RahiL

مرمرک! اون گوش دراز لپ گلی گردن صورتیه که her نیس که! him ه! :))))

atid

eeeeeeeee, پس يه :X گل گلی يه تپل قرمز برای him. :)