let go.. let go.. let go

وقتی مسیر زندگی‌م با مسیر زندگی یک آدم دیگه تداخل پیدا می کنه و یک سری اتفاقات دور از انتظار رخ میده که طعم تلخی رو به دهانم می نشونه، اولین سؤالی که از خودم می پرسم و بزرگترین چیزی که ذهنم رو مشغول می کنه اینه که چرا. چرا و به چه منظوری این برخورد بوجود اومد، چرا نهایتش اینجوری شد، فایده این حس تلخی که تجربه کردم چی بود و ...
اینجور وقتها یکجورایی حسودیم میشه به آدمهایی که زیاد دنبال چرایی چیزها نیستن و با باور ِ تصادف و توجیهِ پیش میاد دیگه به معنی واقعی کلمه به صلح و صفا رسیدن. کساییکه که می تونن بدون آنالیز کردن و کندوکاو عبور کنن و به فراموشی بسپارن. کساییکه عمیق نمی شن. کساییکه کمتر دردشون میان.
شاید هم درسی که من باید می گرفتم/بگیرم این بوده باشه که قدرت و سرعت تشخیصم رو ببرم بالا. سؤالی که باز بدون جواب می مونه اینه که این همه آدم دور و ور قدرت تشخیصشون مثلاً خیلی زیاده؟ مشخصاً سؤال چرندیه چون آدمها با هم فرق دارند و کلاً مقایسه کردن کار عبثیه.
این نیز بگذرد! این تنها چیزیه که در حال حاضر بهش ایمان دارم!

/ 5 نظر / 43 بازدید
icorona

سلام. خوبی؟ مطمئنم که بلدی چه جوری چشماتو ببندی و با موجهای رودخانه ای که تووش شنا میکنیم، کنار بیای. مطمئنم که بلدی [گل]

گولدن

قضیه به این صورته: شما از هر ارتباط جدید یک چیز جدید یاد می گیری. پس نگران نباش. هاز هر یک میلیون رابطه فقط یکیش رستگار می شه.

november 25

می گذره

بزرگ فیلسوف کوچک

دوست داشتم این پست رو بسیـــــــــــــار [لبخند] منم همیشه این فکر رو می کنم و چقدر این رابطه ها انرژی میگیره ازم..... به قول نمی دونم کی!: "میفهمم چگونه، نمی فهمم چرا"....

انیس

والا این مسئله واسه منم همیشه سوال ، یعنی همش منم که باید یاد بگیرم این وسط ؟؟ من به برخوردها و دلیلش اعتقاد دارم ولی هدایت بعدش با تو ِ اینکه دوباره تو همون سیکل بندازیش یا رَوِشِت رو تغییر بدی . ولی دلم می خواد بدونم وقتی من همون آدمم و این روش رو دوست دارم چرا به قول شما یونیورس توجه نمی کنه یکی که با روش من سازگار ِ سر راهم قرار بده آیا ؟؟ راستی نمی دو نم سریال س. ک.س اند . دِ سیتی رو دیدی یا نه بهت پیشنهاد می دم بیبینی