زنگ زد و گفت کاش اومده بودی. از اون مه هاس که دوست داری. داره ريز ريز بارون می باره. يه لحظه ته دلم قيلی ويلی شد! با خودم فکر کردم کاش باهاشون رفته بودم. اما يادم اومد که فقط دلم می خواد يه لحظه يا فوقش يه ساعتی اونجا باشم. بعد با خودم فکر کردم اگه الان يدونه از اون فرشته ها با چوب جادو يا يه غول چراغ ظاهر می شد ازش چی می خواستم. خيلی روشنه. ازش می خواستم بتونم «طی الارض» کنم! <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اگه می تونستم تو يه چشم بهم زدن، برم هر جا که می خوام..

نه! مطمئناً اونجا که پر از مه ه و داره ريز ريز بارون می ياد، نمی رفتم! می رفتم يه جای خيلی بهترتر!

/ 6 نظر / 8 بازدید
wellgard

نكنه آفتاب سواحل سن‌ديه‌گو رو هوس كردي؟!!

آرماتيل

بعدش توي اون جايِ خيلي بهتر چي‌کار مي‌کردي؟ چقدر طول مي‌کشيد که از اون‌جا هم دل‌زده بشي؟‌‌ ( از اين نيهيليسم-‌و-اين‌ها نيست منظورمـــ‌ـ..ــااا!!!‌)‌ مساله‌ي آرزو همينه انگار. حرفي؟‌نظري؟

RahiL

اينکه تو اون جای خيلي بهتر چي‌کار مي‌کردم، بماند! اما اینکه چقد طول می کشید تا از اون جا هم دلزده شم، زیاد اهمیتی نداره. آدم که دلزده شد، می گرده دنبال مقصد بعدی! دنبال یه motivation دیگه! آره، آرزو و خواسته و هدف همینه انگار. منم-مثل همه- می دونم اگه یه خواسته ای محقق نشد، اولاً حتماً دلیل محکمی پشتش بوده و دوماً آسمون به زمین اصابت نمی کنه! اما اینا هیچ کدوم باعث نمی شه از میزان خواستنم کمتر شه! that's how it is! :)

آرماتيل

خب، اين خيلي خوبه! و همينه که باعث مي‌شه «زيادي رسيدن به يه آرزو خوشحال‌مون نکنه و نرسيدن به آرزوي ديگه اون‌قدري ناراحت‌مون نکنه که چيزاي ديگه رو نبينيم.». کسي قرص‌هاي منو نديده؟‌ P: ولي خب، اين‌طوري شايد بخوام بگم که «کسي چه مي‌دونه، اگه اون يک ساعت رو اون‌جايي که مه داره بودي، motivationِ بعدي چي مي‌شد؟» اما نه، اين‌رو انگار نمي‌خوام بگم. اگر بخوام اين‌رو بگم خيلي از ساعت‌هاي قشنگ‌ِ مه گرفته رو از دست مي‌دم به خاطر اين سراب بي‌معني که «بهينه» باشه!

Fati

آييييی من چقدر دلم شمال خواست:( از اون فرشته هام دلم خواست:(( حالا خوبه چيزی ديگه ای نگفتی که من بازم دلم بخواد:))))

atid

سراب بهينه!!!؟‌ از اين تعبير آرماتيل خيلی خوشم اومد. يه جورايی هم شايد راست ميگه ها. کی ميدونه!